۱۳۸۸ تیر ۱۱, پنجشنبه

عکس های خور

خوب... سلام...!
قول دادم چندتا عکس از خور باستون بذارم...!
خیلی از این مسافرت خاطره دارم(آیی خالی بستم... خیلی نیست یه کم) اما خوب حوصله ی تعریف کردنشو ندارم.
باسه هر عکس یا هر چند عکس یه توضیحی میدم.

خوب اینا عکسهای انارای خور هستند:

-------
عکسهای پدربزرگ بنده(بزرگ ترین شاعر و زبان شناس در خور- معاصر)

-------
درخت های خرما - بعد از اون فاجعه ی بزرگ خیلیاشون از بین رفتند

-------
بز های مادر بزرگم هستند...! بهتون بگم که کلا موجوداتی بودند احمق و دوست داشتند ازشون عکس بگیریم

-------
مگس های دوست داشتنی و یه زنبور

-------
گل های آفتابگردان

-------
پروانه رو ی گل...( پدر در او مد تا تونستم ازش عکس بگیرم)

-------
اینو ببینید موچه ها دارن چی کارش می کنن!

-------
کوچه های خور

-------
اصلاح الگوی مصرف

-------
بچه های تو کوچه...(بعضباشون واقعا اعصاب آدمو خورد می کنن.)

-------
ببینید این از کربلا اومده!

-------
غروب خورشید

-------

اگه عکسا باز نمیشه منو ببخشید...! چون نه اینکه ماشاالله سرعت اینترنت بالاست...! نمی تونم آپلودش کنم! شب میذارم تا آپلود بشه.
البته اگه بتونم
فعلا اینارو گذاشتم تا به عهدم وفا کرده باشم!

۱۳۸۸ تیر ۱, دوشنبه

پست اول!

سلام...!
قراره تو این وبلاگ مطالب بدرد بخوری گذاشته بشه...!
فعلا این پست آزمایشیه آخه من همچین وبلاگی تو میهن بلاگ داشتم اما... خوب میهن بلاگ ف ی ل ت ر شد...!
فردا هم می خواییم بریم دهاتموون!
خور و بیابانک!
یه جاییه بین نایین و طبس.!
یه سری عکس برتون می ذارم فعلا کار با این خراب شده (بلاگر) رو یاد بگیرم!

کسب 10 دلار با هر کلیک